تبليغاتX
تجربه زیسته - در حاشیه پخش غیراخلاقی فیلم اروتیک بازیگر سریال نرگس

لذت لو رفتن تن ونظام اقتصادی

 

"تن جامعه درامتدادتن حاکم است."            میشل فوکو/مراقبت وتنبیه

 

1.

در هفته­های اخیر، پخش غیراخلاقی فیلمی منسوب به یکی از بازیگران سریان پربیننده "نرگس" تبدیل به یکی از موضوعات محوری اکثر گفتگوها شد. حتی پلیس با ورود به این مسأله خودکشی بازیگر را تکذیب کرد و به مراقبت از حوزه خصوصی هشدار داد. سی­دی­ها منتشر و نظام مبادله اقتصادی برپا شد؛ نظام اقتصادی که از فاش ساختن حوزه خصوصی یک فرد سود می­برد. شاید در این بین بی­اهمیت­ترین موضوع، واقعی بودن یا ساختگی بودن آن فیلم است، مهم رموز لو رفته، معاملات اقتصادی شکل گرفته و حضور پلیس است.

2.

 میشل فوکو در کتاب "تاریخ جنسیت" می­گوید که قرن 17 دوره حرکات و اشارات آشکار و مستقیم بود، دوره­ای که گفتار خالی از شرم و گنهکاری، آشکار بود، دورانی که در آن بدن­ها نمایش داده می­شدند و آزادانه با هم اختلاط می­کردند و کودکان آگاه از امور جنسی در میان خنده بزرگسالان می­لولیدند. اما در دوره بورژوازی و تا پیش از میانه قرن 19، سکسوآلیته محدود به خانه و در خانه نیز به اتاق خواب پدر و مادر محصور شد؛ سکسوآلیته­ای که باقی مانده بود به تعبیر فوکو، خالی از شور و لذت و فایده­گرایانه شده بود.

سکسوآلیته در وضعیت جدید تنها ابزاری برای بازتولید بود؛ بازتولید انسان و نیز قوانین بورژوازی ویکتوریایی.

علت اصلی برقراری این محدودیت، قوانین نظام سرمایه­داری بود. نظام سرمایه­داری با محدود ساختن بدن­ها آنها را به کار یدی واداشت و به گفته مارکوزه در کتاب "اروس و تمدن"، عمل جنسی را محدود به اجزای خاصی از بدن و  محدود به زمان و مکان خاصی نمود و بقیه اجزا و ساعات و مکان­ها را به خدمت نظام تولید درآورد. فوکو سعی دارد که نشان دهد تا چه میزان سکسوآلیته یا عمل جنسی با "قدرت"، در ارتباط است. او با نفی سکسوآلیته فراتاریخی، به عنوان یک کنش طبیعی انسانی، با تمام قوا می­کوشد تا عیان سازد که عمل جنسی ما با اشکال خاصی از "قدرت" پیوند دارد.

از قرن نوزدهم به بعد، سخن گفتن یا نمایش دادن سکسوآلیته به شیوه­ای صریح به خودی خود حمله­ای بر ضد نظام سلطه و سرکوب و عملی ذاتاً سیاسی علیه نظام سرمایه­داری تلقی شده است، به همین دلیل است که "پلیس" بعد از هر گونه صراحت جنسی، وارد میدان می­شود.

به تعبیر فوکو، وظیفه پلیس، تنظیم و اجرای تکنیک­های قدرت مشرف بر حیات به منظور افزایش نظارت دولت بر جمعیت است. نظارت دولت بر جمعیت را شاید بتوان دلیل اصلی مداخله پلیس در سکسوآلیته دانست. در قرن 18 و با توجه به پیشرفت­های صنعتی، مدیران و کارگزاران دولتی به جمعیت همچون چیزی می­نگریستند که می­باید شناخته شود و تحت مراقبت و توجه قرار گیرد، زیرا که این جمعیت انسانی است که چرخ کارخانه­ها را می­چرخاند. کارگزاران در این زمان، به تدریج به تعبیه روش­هایی برای مداخله در زندگی جنسی مردم رسیدند.

بدین­سان زندگی جنسی تحت تأثیر این­گونه علایق سیاسی و اقتصادی به صورت مسأله­ای درآمد که دولت و فرد در آن دخیل بودند.دولت با ابزار پلیس و فرد با سرکوب غریزه جنسی، سکسوآلیته را در خدمت نظام اقتصادی درآوردند.

در قرن نوزدهم علاوه بر سیاست­های جمعیتی، گفتار درباره سکسوآلیته در قالب مقولات پزشکی نیز کنترل شد. جنسیت با دانش پیوند خورد و رابطه­ای میان فرد، گروه، معنا و مراقبت برقرار شد. این امکان پیدا شد که با وساطت پزشکان، روانپزشکان و کسان دیگری که اعترافات ما درباره اندیشه­ها و اعمال نهانی و خصوصی­مان را می­شنیدند، به رموز بدن و اندیشه خود پی ببریم. فوکو همین فرآیند شخصی شدن، طبی شدن و رمزدار شدن زندگی جنسی را که در دوران جدید رخ داد، انتشار سکسوآلیته می­خواند.

3.

 بدن زن، به عنوان بدنی مرموز و پنهان در نظم جدید، پنهان­تر از گذشته می­شود. بسیاری می­پندارند که دنیای صنعتی و جدید، امروزه بدن زن یا بدن سکسوآلیته را از حالت نهفته درآورده و او را آشکار ساخته است، اما وضعیت، خلاف این تلقی رایج است.

در دروان صنعتی و سرمایه­داری است که سکسوآلیته، محدود و بدن زن، پنهان می­شود. در این دوره، جمعیت انسانی تحت کنترل سیاست­های دولت است. دولت با دخالت در حوزه خصوصی افراد، تعداد اعمال جنسی تمام آنها را مشخص و با سیاست­های جمعیتی مختلف، بازتولید انسان در مناسبات سکسوآلیته را کنترل می­کند.

بدن زن به عنوان کارخانه بازتولید، تحت مراقبت و نظارت دولت قرار می­گیرد و پنهان می­شود.زن در دوره جدید به سبب تلقی سرمایه­دارانه، در دسترس نبوده و مرموز است. پیام­های بهداشتی و پزشکی نیز با هجوم حداکثری رسانه­ها به پنهان ماندن هر چه بیشتر سکسوآلیته می­افزایند و سرکوب را شکل می­دهند.

در قبال این محدودیت تام، بدن زنان به گونه­ای اقتصادی متبلور می­شود. تصویر زنان با بدن­های برهنه روی کالاهای مختلف، جهت فروش هر چه بیشتر و حضور سکسوآلیته در نظام تصویری باز هم جهت فروش هر چه بیشتر، عمل جنسی را تبدیل به کالایی در جهت منافع اقتصادی می­نماید.

نظام جدید ابتدائاً با پنهان ساختن و مرموز کردن بدن زنانه و مراقبت پلیسی از سکسوآلیته و سپس با نمایش کالایی آن، از میل عیان ساختن گناه، بهره برده و سودآوری اقتصادی کلانی را موجب شده است.

4.

بدن مرموز بازیگر معروفی که در رسانه عمومی تماماً پوشیده بوده است (بازیگرسریال نرگس) در فرمی اقتصادی همچون فروش سی­دی و کارت اینترنت جهت تماشا، فاش می­شود (واقعی یا ساختگی بودن فیلم اهمیت چندانی برای مخاطب ندارد).

این وضعیت از دو جنبه قابل تأمل است؛ اول اینکه در سی دی های اروتیک پخش شده  بدن زنانه سرکوب­شده­ای نمایش داده می­شود که نظام اقتصادی مسلط باتمام امکانات سعی کرده بود  آن را آنگونه که ایدئولوژی اقتصادی حاکم برجهان می خواهد نمایش دهد(آنچه فوکوآن رامرموزسازی بدن زن درنظم جدیدمی نامد).

ازسوی دیگربایدبه این مساله توجه کردکه این بدن، بدن زنانه معمولی که درساختاراقتصادی پوشیده می شود، نیست. این بدن به گونه ای "مضاعف" توسط ایدئولوژی قدرت و باابزارهژمونیک تلویزیون، در فرم پوشیده، به نمایش درآمده است .پوشیدگی این بدن مضاعف است زیراکه در یک سطح شامل پوشیدگی بدن زنانه درنظم اقتصادمحورجدیدمی شودودرسطحی دیگر ایدئولوژی سیاسی انضمامی حاکم آنراپوشیده می کند (بااستفاده ازاعتقادات وپلیس) ونمایش می دهد.

حال آن بدن به گونه مضاعف پوشیده شده، دررسانه ای دیگر، "لو" رفته است. در این وضعیت دو سطح از سرکوب و سلطه عیان شده است؛ سطح اول، بدن زنانه و سطح دوم، ایدئولوژی قدرت.همین مساله است که باعث می شود مساله بازیگرسریال نرگس جنبه ملی پیداکند. مقامات ارشدپلیس وقوه قضائیه وارد می شوند ودراین باره کنفرانس خبری می گذارند، روزنامه ها(نه فقط روزنامه های زرد)مدام گزارش می دهند،همه در هرمحفلی درباره آن سخن می گویندو.....  . درحالی که این موضوع(رابطه جنسی میان دونفر) به خودی خودبه غایت موضوعی بی اهمیت و رایجی است.

آنچیزی که به این اتفاق چنین جنبه هایی می دهد بی شک همان "لو" رفتگی است.درواقع با لخت شدن بازیگری که درخلال مکانیزم ایدئولوژی همواره پوشیده نمایش داده می شده است،تن امرحاکم لخت می شودو لو می رود.همین لو رفتگی است که باعث می شود همه،مشتاقانه پول خرج کنند(کاری که برای آثارهنری شاید به این راحتی انجام ندهند) وسی دی بازیگر رابخرند وازاینکه اورا اینبار بدون ایدئولوژی می بینند لذت ببرند.ودرست درهمین شکاف میان ایدئولوژی ولذت است که نظام اقتصادی منتفع می شود.سی دی ها می فروشد بدون اینکه کمترین پولی درجیب بازیگرهای فیلم برود.

عناصر مختلف متصل با این مسأله، یعنی هم منافع اقتصادی و هم سطوح ضد ایدئولوژیک آن (یعنی لو رفتن بدن زن و ایدئولوژی قدرت) را تنها می­توان در ارتباط با نظام جدید مدرن و سرمایه­دارانه، فهمید و تحلیل کرد.

 

*منتشره درروزنامه آینده نو

نوشته شده توسط امین بزرگیان در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 |