مساله مرگ وحاکم
1
والتر بنيامين در نوشته يي با عنوان «نويسنده به مثابه توليد کننده» بيش از هر نوشته ديگرش، وضعيت خود را تشريح کرده است؛ روشنفکري که با پذيرفته نشدن رساله دکترايش با عنوان «خاستگاه هاي تراژدي آلماني» به سبب غيرقابل فهم بودن توسط استادان و مقامات دانشگاه، تبديل به کارگر و اديبي دوره گرد شد. کارگر - اديبي که واژه هاي شعر بودلر و نوشته هاي برشت به همراه دغدغه هاي اقتصادي او را دقيقه يي رها نمي ساخت. در سال 1940 بنيامين 48 ساله در مرز ميان اسپانيا و فرانسه خودکشي کرد و کتاب «شناخت برشت» را نيمه تمام گذاشت. کساني که از نزديک بنيامين را مي شناختند همچون «برشت» معتقد بودند او اساساً انساني اندوهگين بود. دوست نزديکش «گرشوم شولم» مي نويسد که او از جواني اندوهي عميق در دل داشت. خود بنيامين در نوشته يي کوتاه در سال 1933 مي نويسد؛ «من زير ستاره کيوان به دنيا آمده ام، سياره يي که دورش را ديرتر از همه به پايان مي رساند. سياره مدار انحرافي و تاخيرها... .» همانگونه که «سوزان سانتاگ» مي نويسد، بنيامين شخصيت خود و حالت روحي اش را در همه متون مهم اش منعکس کرده است و مضامين نوشته هايش همه منبعث از حالت روحي اش اند. حتي خودکشي بنيامين را در ارتباط با متن او مي توان فهميد. «ارنست بلوخ» مي نويسد؛ بنيامين خودکشي را راهي براي جدايي از زندگي مي دانست زيرا که معتقد بود اعمال قدرت بر مرده بسيار کم است. چيزي که مشخص است اين است که بنيامين براي مواجه نشدن با گشتاپو به عنوان نماينده حاکم خود را کشت. حاکمي که دچار ماليخولياست. بنيامين در سرچشمه هاي نمايش سوگ بار آلماني مي نويسد؛ ميل فرد ماليخوليايي به بروز دادن کشمکش هاي دروني اش به صورت پيام تغيير نکردن شوربختي محکومان توسط حاکمان نمايش داده مي شود. فرد ماليخوليايي همچون حاکم با ساختن وضعيت اضطراري - با قتل عام مخالفان - به محکومان القا مي کند، اميدي به رهايي نيست. در اين بين فرد به تنها سلاح خود در برابر اين وضعيت متوسل مي شود؛ مرگ.مرگ همان طنين سهمگيني است که حاکم را مضطرب مي سازد. مرگ قوي ترين کشمکش دروني پايان ناپذير حاکم است که سعي دارد آن را به ديگران هديه کند تا نوبت خود را به تاخير بيندازد. بنيامين با خودکشي، توانايي کشتن را - به عنوان استراتژي حاکم - از دست نمايندگان ماليخوليايي اعظم مي گيرد تا وسيله يي براي تداوم وضعيت اضطراري نباشد.
2
کتاب «عروسک و کوتوله» يا مقالاتي در باب فلسفه زبان و فلسفه تاريخ، دومين کتابي است که از بنيامين به زبان فارسي چاپ شده است. نام کتاب توسط مترجمان و برگرفته از قطعه نخستين «تزهايي درباره مفهوم تاريخ» است، آنجايي که بنيامين مي نويسد؛ «حکايت مي کنند از آدمکي که چنان ساخته شده بود که مي توانست به استادي شطرنج بازي کند و هر حرکت مهره هاي حريف را با حرکتي که ضامن برد او بود پاسخ گويد. عروسکي در جامه ترکي با قلياني در کنار، رودرروي صفحه شطرنجي گذارده بر ميزي عريض. غ“ف مي توان نوعي قرينه فلسفي براي اين دستگاه متصور شد. عروسکي که نامش ماترياليسم تاريخي است، بايد هماره برنده شود.» کتاب عروسک و کوتوله به غير از مقدمه مترجمان و مقاله يي از «جورجو آگامبن» و پيوستي از «نوربرت بولتن» و «ويلم فان راين»، داراي پنج نوشته از بنيامين است؛ در باب زبان و زبان بشري، رسالت مترجم، قطعه الهياتي - سياسي، در باب نظريه شناخت و نظريه پيشرفت يا پروژه پاساژها و بالاخره تزهايي درباره مفهوم تاريخ. در اين معرفي کتاب که بايد کوتاه باشد - که اساساً درباره نوشته هاي پرلايه و پيچيده بنيامين غيرممکن است - تنها اشاراتي کوتاه به «زبان و زبان بشري» و «رسالت مترجم» مي کنم. «زبان و زبان بشري» که جزء آثار اوليه بنيامين در موضوع فلسفه زبان است و در سال 1916 نگاشته شده، در واقع تلاشي براي شناخت شناخت و معرفت از جانب وي بوده است. بنيامين در اين رساله سعي دارد نظريه نارساي زبان بورژوايي را به چالش کشد. زبان بورژوايي، انگاره يي زبان شناختي است که زبان را ساختاري از نشانه هاي قراردادي و رايج مي داند که به وسيله آن گوينده نويسنده، اطلاعات موردنظرش را به ديگري يا خواننده منتقل مي کند.بنيامين در اين مقاله بر اين اعتقاد است، هرچند که اطلاعات از راه زبان منتقل مي شود اما آنچه در ارتباط زباني، انتقال مي يابد، خود واقعيت ارتباط است. در گفتار انساني به تعبير بنيامين خود واقعيت «قابليت انتقال پذيري» است که انتقال مي يابد. نام گذاري اشيا و چيزها تجسم اين قابليت است. زبان در بدو امر اين پيام را به همراه دارد که «ارتباط» بر قرار کردن ممکن است و نا م گذاري راهي است که زبان براي ارتباط مي گشايد.توجه بنيامين به کتاب مقدس و آفرينش اسطوره نيز از همين مفهوم سرچشمه مي گيرد. انسان با هبوط خويش شروع به نام گذاري مي کند و براي اشيا و چيزها دلالت مي سازد. به تعبيري ديگر نظام دال و مدلول مي سازد. اسطوره ها در واقع محصول زبان نام گذار يا زبان سازنده دال و مدلول هستند. از نظر بنيامين انسان و زبان يکي است و اسطوره ها وجه گريزناپذير اين يکساني.در «رسالت مترجم» بنيامين ترجمه پذيري يک متن را يکي از جنبه هاي حيات متن در تاريخ مي داند به اين معنا که متن داراي پيشينه يي است که در لحظه يي خاص به وجود آمده و براي نسل هاي بعدي ادامه مي يابد.همان گونه که يک متن ادبي براي خواننده اش نيست، يک ترجمه هم براي خوانندگاني که اثر را به زبان اصلي نمي فهمند نيست، مثل متن آلماني نوشته هاي بنيامين. عمل ترجمه بستگي به کيفيت خود منبع اصلي يعني قابليت ارتباط پذيري با مخاطباني غير هم زبان دارد. از نظر بنيامين قابليت ترجمه براي يک متن يک انگاره است که در اثر تجسم مي يابد و يک ترجمه خوب، ترجمه يي است که متني را که داراي پيام هاي ضروري است، دقيقاً انتقال دهد. در حقيقت از نظر بنيامين متني قابل ترجمه است که پيام در خوري داشته باشد. نوشته هاي بنيامين مطمئناً از قابليت ترجمه برخوردار است.
*منتشرشده درسالنامه اعتماد