تبليغاتX
تجربه زیسته

تجربه زیسته

 

تباهي،شناوردرمیان اتاق ویران؛

                 سايه هایی برپرده های زرد،درآینه های تاریک   

                                                 اندوه عاج گون دستان ما قوس می زند.    

   

دانه های قهوه ای تسبیح می چکندازمیان انگشتانی که مرده اند،

ودرسکون

         چشمان افیون آبی فرشته اي نابسته می شود.

شامگاه نیزآبی است؛        

               ساعت درگذشتمان،سایه عزرائیل

                                       باغ قهوه ای کوچک راتاریک می کند.   

                                                         «گئورگ تراکل»   

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 3:17  توسط امین بزرگیان  | 

 

تقدیم به رضاعلمدار

   عکس نمای نزدیکی است از محوطه بازی کودکان در پارک.

۱. 

اجزای تصویر در درون میله­های آهنی اسیرند و همه چیز از پشت میله­های قفس مانند دیده می­شوند. دنیا ی مدرن و صنعتی امروز که در این تصویر خود را در نشانه وسایل بازی کودکان به تصویر کشیده است، انسان را به تعبیر " ماکس وبر" محصور در قفس آهنین عقلانیت ابزاری گرفتار کرده است.

انسان جدید " گرفتار " است ؛ گرفتار در اساطیر. اساطیر خوب و بدی که "چرایی" شان برای همه مسلم است و از آن پرسشی به عمل نمی­آورند. اسطوره "علم" در مقام منجی، قادر به حل تمامی مسائل و اسطوره  "تکنولوژی" نزدیکترین و سریعترین راه برای رسیدن به امیال و آرزوها انگاشته می­شوند. اساساً این اسطوره­ها هستند که با ارجاع به قلمرو ناشناخته­ها، زندگی را معنادار می­کنند؛ اسطوره­ دین در دنیای گذشته و اسطوره علم و تکنولوژی در دنیای جدید. بی­شک اسطوره سودمندی عقلانیت ابزاری، سازنده قفسی آهنین به وسعت کل بشر بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 23:28  توسط امین بزرگیان  | 

 

تحلیل ذات گرا ومساله انتخابات درایران

 

۱.

پي‌ير بورديو،جامعه شناس متاخرفرانسوی، در توضيح رهيافت‌هاي جامعه‌شناسانه‌اش معتقد است كه تمام سرمايه علمي‌اش از اين عقيده سرچشمه گرفته است كه منطق پيچيده دنياي اجتماعي را نمي‌توان درك كرد، مگر اينكه در ويژگي‌هاي يك واقعيت تجربي كه به لحاظ تاريخی، زمان و مكان مشخصي دارد، غور و دقت كنيم.

جامعه شناسی درواقع تلاشی است برای درک دنیای اجتماعی ووقایع تجربی جامعه که دردرون یک زمینه یا context مشخص روی داده است.امرپروبلماتیک جامعه شناس درتئوری بوردیو این است که عرصه های اجتماعی راشناسایی کندوموردتجزیه وتحلیل قراردهد.این تجزیه وتحلیل هم شامل پرده برداری ازارکان پنهان سلطه درعرصه ها ومیدان های گوناگون می شود(جهان عینی)وهم به مساله عادت واره های (Habitus) کنشگران اجتماعی (جهان ذهنی) می پردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 2:27  توسط امین بزرگیان  | 

 

یوتوپیا، سیاست

یوسف اباذری

 

۲۸.

جنبشی که از دهه ۱۹۶۰ آرام آرام شروع شد و در اوج خود در سال ۱۹۶۸ اروپا و حتی آمریکا را درنوردید، عملا بیش از یک سال در اوج نماند، اما به مدت چند دهه ایتالیا را درگیر خود ساخت. این جنبش آثار اجتماعی انکارناپذیری بر این کشورها به جای گذاشت، اما در ایتالیا بود که خواسته های دموکراتیک آن با منافع دولت و گروه های دست راستی و مافیا در تضاد قرار گرفت. اولین مرحله مبارزات سیاسی از اوایل ۱۹۶۰ شروع شد و تا اوایل ۱۹۷۰ ادامه یافت. در این دوره کارگران کارخانه، کانون اصلی جنبش های سیاسی را تشکیل می دادند. توجه دانشجویان و روشنفکران به کارخانه ها معطوف شد و بخش اعظم کارگران مبارز به این نتیجه رسیدند که فقط از طریق سازمان های مستقل سیاسی می توانند به پیروزی برسند؛ سازمان هایی که خارج از احزاب رسمی و اتحادیه های کارگری وابسته به آنها باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:9  توسط امین بزرگیان  | 

 

دودل بودم با تغییر در وضعیت انتخابات وانصراف خاتمی از کاندیداتوری می باید همچنان گزین گویه های یوسف اباذری را بازنشر دهم یا نه که وقت به درازا کشید.دراین ایام (انتخابات)که ولوله نوشتن وحرف زدن درمیان می افتد برای خودم عجیب است که ازکار افتاده ام (وهمین شایدبهترکه دود نمی کنم).

به هرحال تصمیمم بر این شد که به بازنشرنوشته های اباذری ادامه دهم.به دو دلیل:اول اینکه متن ازلحاظ تئوریک غیرقابل چشم پوشی است هرچندکه خاتمی انصراف داده باشد و این دفاعیه به تن جایگزین های او درانتخابات گشاد بیاید.دوم اینکه ببینم آیا بالاخره کسی از دست اندرکاران رسمی اصلاحات پیدا می شود تا به تنها دفاعیه فلسفی- جامعه شناختی ازخاتمی وقعی  نهد و آن را بخواند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:0  توسط امین بزرگیان  | 

 

یوتوپیا، سیاست

یوسف اباذری

 

۲۲.

قبلاً درباره خطوط کلی تفکر رانسیر سخن گفتم. در اینجا سعی می کنم آرای او درباره مساله شناسایی را مطرح سازم. تفکر رانسیر در این باره شباهت بسیاری به دیالکتیک خدایگان و بنده در پدیدارشناسی روح هگل دارد. در مبارزه ای برای مرگ و زندگی، فردی پیروز می شود و به خدایگان بدل می گردد و فردی دیگر شکست می خورد و بنده می شود. اما خدایگان خواستار آن است که بنده او را به خدایگانی بپذیرد. برای اینکه این شناسایی نابرابری تحقق یابد، خدایگان باید اساساً توانایی بنده برای شناسایی را بپذیرد. بنابراین در پس هر نوع سلسله مراتب اجتماعی، در پس هر نوع نابرابری نوعی برابری هستی شناسانه شناختی وجود دارد. به همین سبب رانسیر معتقد است شرط امکان نابرابری، برابری است. برای مدلل ساختن همین برابری است که رانسیر فلسفه سیاسی به طور کلی را مردود می داند؛ فلسفه ای که از زمان افلاطون بر اندیشه غربی حاکم بوده است. فلسفه سیاسی در صدد است جامه سلسله مراتبی را به کمک عقل توجیه کند و مدلل سازد که برای بقای جامعه وجود نوعی نابرابری ضروری است. رانسیر این منطق را منطق مغلوط   logic of tort= logic of wrong  می خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 2:17  توسط امین بزرگیان  | 

 

یوتوپیا، سیاست

یوسف اباذری

۱۶.

سید محمد خاتمی یگانه کسی بود که این برابری نخستین را بازشناخت و در تمام طول مدت ریاست جمهوری خود بر آن پای فشرد. برخی یاران او که آهسته آهسته در شبه سیاست بورژوالیبرالی عصر حاضر فرو می رفتند و در نتیجه او را با ابزار تحلیلی این سیاست می سنجیدند، آرام آرام او را متهم کردند که نهاد نمی سازد، یا به عبارت رانسیری، قواعد انتظامی گری را رعایت نمی کند. آنان کمتر توانستند اهمیت این واقعه را بفهمند. حتی خاتمی در جایی که می خواست درک خود را از امر سیاسی فرموله کند، ناگزیر از واژگان عرفی سیاست استفاده می کرد، واژه هایی از قبیل شرکت شایستگان در اداره امور و جز آن. بعد از دوم خرداد واژگان بورژوالیبرالی یا تفسیر بورژوالیبرالی چنان رواج یافت که تفسیر هر امر سیاسی از بعدی دیگر به محاق تعطیل رفت. اگر از دیدگاه رانسیر به این تفاسیر بنگریم، باید اذعان کنیم که آنها به دوران سپری شده تعلق داشتند. فرهیختگان جوان مسلمان که راویان چنان تفاسیری بودند، نفهمیدند که به قول رانسیر سیاست به ندرت اتفاق می افتد. وفاداری خاتمی به این برابری نخستین او را از دیگران جدا می سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 7:1  توسط امین بزرگیان  | 

 

یوتوپیا، سیاست

یوسف اباذری

 

۱.     

مردم ایران بعد از انقلاب همیشه رای داده اند. هر بار که انتظار می رفته است آنان به سبب نارضایتی سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیک از انتخاب کردن سرباز زنند، به پای صندوق ها رفته اند و رای داده اند و ناظران سیاسی و مهمتر از همه، خودشان را دست پاچه کرده اند. اما دوم خرداد از سایر انتخابات ها متمایز است، زیرا بعد از انقلاب، یگانه موردی بود که کامیونیتی در انتخابات شرکت کرد؛ موقرانه و خاموش و آرام و شاد ساعتها در صف ایستاد و رای داد. عبارت کلیشه ای شرکت پیر و جوان و زن و مرد و سالم و مریض در این انتخابات تحقق یافت و به امری غیر کلیشه ای بدل شد. دوم خرداد به واقعه ای تبدیل شد که می توان انقلاب ۵۷ و وقایع بعدی را با آن سنجید. بعد از پیروزی انقلاب ۵۷، خشونت هایی بروز کرد که اکنون با معیار دوم خرداد، می توان گفت همه در بروز آن سهیم بودند و به همین سبب همه نیازمند طلب بخشایش از رفتگان و ماندگان هستند. بعد از دوم خرداد نیز خشونت هایی رخ داد که اگر نیک بنگریم، در خواهیم یافت چقدر زائد به نظر می رسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 5:4  توسط امین بزرگیان  | 

 

آدورنو- خاتمی

 یا{سوء} استفاده ازسوبژکتیویته به سبک اصلاح طلبان

 

۱.

آدورنو در اندیشه خود بسيار كوشيد كه مفهوم ديالكتيك منفي را در مصاف با ديالكتيك اثباتي يا همسان گرايانه هگل قرار داده و از طريق نفي امور اثباتي، منش اثباتي فيلسوفان پيش از خود را در راه تعالي سوژه متعالي زير سوال ببرد. او در انتقادي راديكال از فلسفه مدرن دكارتي بيش از هر چيز سوژه مدرن را مورد حمله قرار داد و انفكاك سوژه وابژه در فلسفه دكارتي را نقد كرد. ‏

در فلسفه مدرن ما با سوژه اي شناسا درگير هستيم كه قادر است از راه‌هاي گوناگون از جمله تجربه‌هاي حسي, چيزهاي بيرون خود، يا خودش را بشناسد، شناسايي چيزهاي بيرون از آن ذهن كلي كه منجر به برتري سوژه نسبت به چيزهاي ديگر كه البته بنياد تعريف آنها نيز مي‌شود. از سويي ديگر در شناخت سوژه از خود، سوژه يعني همان داناي كنشگر، تبديل به ابژه يعني يكي از موارد شناسايي مي‌شود. همين تحويل سوژه به ابژه در شناسايي سوژه خود يكي از مهمترين پيچيدگي‌هاي فلسفه مدرن امروز است. ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 5:30  توسط امین بزرگیان  | 

 

خرد مردانه در آفسايد

۱.

 به نظر مي‌رسد جعفر پناهي در فيلم " آفسايد" صراحتاً نظام مردسالار را مورد انتقاد قرار مي‌دهد. او با استفاده از يك خواست عمومي(خواست زنان براي رفتن به استاديوم فوتبال) از دو نوع ممنوعيت براي ارضاي اين خواست انتقاد مي‌كند: اول، دولت و ايدئولوژي حاكم و دوم، مردان و فرهنگ حاكم بر آنان.

پناهي با بهره‌گيري از زبان فیلم سعي مي‌كند انقياد زنان در جامعه و دولت مردسالار ايران را مورد انتقاد قرار داده و فرودستي زنان را نشان دهد. فيلم از يك خواست واقعي نيز خبر مي‌دهد؛ در اين چند سال اخير يكي از شعارهاي فعالان زن در ايران، حق تماشاي مسابقات فوتبال در استاديوم بوده است. برخي از آنان حتي هنگام برگزاري تعدادي از مسابقه‌هاي ملي به ورزشگاه آزادي رفتند و توانستند با زحمت فراوان داخل استاديوم شوند اما تعدادي ديگر نيز نتوانستند و حتي بازداشت شدند كه اين اتفاق دستمايه داستان پناهي در آفسايد بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 0:47  توسط امین بزرگیان  | 

 

یادداشتی بر مقاله شهرنشینان عاشق روستا

                                                                                                                                      

بابک مینا  :من و امین این مقاله را در حدود چهار سال پیش نوشتیم که یادم می آیددرروزنامه شرق چاپ شد.ایده های اولیه مقاله البته به بسی پیشتر بر می گردد.لحن نسبتاً امیدوارانه مقاله ما پیامد آن دوران است.من در آن زمان می پنداشتم ریشه اصلی مشکلات جامعه شناسی ایران در سلیقه و نگرش «نسل اول جامعه شناسان ایرانی» است.بنا براین این مقاله در واقع کنایه ای است نسبت به آنان.تصور می کردم نسل جدید که در آن زمان دانشجوی دکترا و فوق لیسانس بودندو نسل تازه وارد که دانشجوی لیسانس بودند؛بی گمان آینده ای درخشان را خواهند ساخت.اما گذشت این سال ها به من نشان داد که تصور اولیه ام سخت ساده انگارانه بوده است.گر چه هنوز فکر می کنم اگر عاملان اصلاحاتی اساسی وجود داشته باشند همین نسل جدید هستند که خود جامعه شناسی را بدل به موضوع تاُمل کرده اند و این می تواند آغاز خوبی باشد.اما امروز فکر می کنم این جدل نسلی بیهوده است،و مشکل ساختاری تر از چیزی است که من می پنداشته ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 2:12  توسط امین بزرگیان  | 

 

شهرنشینان عاشق روستا

امین بزرگیان- بابک مینا

الف:
۱)

ارزش نظريه اجتماعى به اين است كه نظريه ها در واقع راهنماهايى هستند كه در درك و فهم شرايط اجتماعى كه پيچيده اند و متغير ما را كمك مى كنند. نظريه ها صرفاً سازه هاى ذهنى و مجموعه هاى منظمى از واژه ها هستند كه توسط افراد خاص تنظيم و ساخته و پرداخته شده اند كه پيشينه خاص خود را داشته اند. بنابراين آنها را بايد بر حسب شرايط خودشان در نظر گرفت. يعنى كه آفرينندگان اين انديشه ها و مفاهيم در زمان و مكان معينى به سر مى برند كه صور ادراكى (زمان و مكان) و زيست جهان خاص اين نظريه پردازان مولود طرحى شده كه هدف خود را توضيح واقعيت هاى اجتماعى و حل مسئله اجتماعى روز مى دانست. مثلاً نظريه همبستگى اجتماعى «دوركيم» معلول دو جنگ عمده در زمان نظريه پرداز بوده است، يكى جنگ ناپلئون با پروس و ديگرى جنگ جهانى اول.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 22:32  توسط امین بزرگیان  | 

 

تاملاتی درباره مترو

 

«كيست كه حتي يك بار هنگامي كه از مترو به هواي آزاد آمده و قدم به آفتاب درخشان گذاشته، از خود بي خود نشده باشد؟ در صورتي كه خورشيد همين چند دقيقه پيش كه پايين مي‌رفت، به همين روشني مي‌درخشيد. چه زود جهان بالا را فراموش كرد، و جهان نيز به نوبه خود، او را به همين زودي فراموش كرد.»

والتر بنيامين ـ خيابان يك طرفه

 

1.

مدرنيته با همه كاميابي‌ها و شكست‌هايش، در تجسّد يافته‌ترين شكل خود يعني شهر بروز و ظهور مي‌يابد. شهر در واقع كالبد مدرنيته است؛ محيطي است كه به تعبير "مارشال برمن"  ماجرا، قدرت ، شادي، رشد و دگرگوني مدرنيته را در خود انعكاس مي‌دهد.

برمن در كتاب "تجربه مدرنيته" خود سعي دارد نشان دهد كه مدرنيته در شهر تجربه مي‌شود.اساساً او مدرن بودن را تجربه زندگي شخصي و اجتماعي مي‌داند كه به مثابه گردابي عظيم، آدمي را با اين واقعيت روبرو مي‌سازد كه بشر و جهان، پيوسته در حال فروپاشي و تجديد حيات و آميخته به رنج و عذاب و تناقض و ابهام است؛ و چون محل بروز و ظهور رنج‌ها و عذاب‌ها، تناقضات و ابهام‌هاي مدرنيته در شهرهايي است كه انسانها هر روز آن را تجربه مي‌كنند، شناخت و فهم مدرنيته به مثابه يك تجربه، مستلزم شناخت اجزا و عناصر زيست شهري است؛عناصری همچون خیابان، کافه، مترو، پاساژ و...... .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 5:37  توسط امین بزرگیان  | 

 

انقلاب فرهنگی پروژه ای برای حفظ توده
 
                                                                                                      برای: بابک مینا
 


 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان مرجع عالي سياست‌گذاري، تعيين خط مشي، تصميم‌گيري و هماهنگي و هدايت امور فرهنگي، آموزشي و پژوهشي كشور، محسوب شده و تصميمات و مصوبات آن لازم‌الاجرا و در حكم قانون است (به نقل از منشور اهداف و وظايف شوراي عالي انقلاب فرهنگي) .
 اين شورا كه به رياست رئيس جمهور و اعضاي آن منتخب مقام رهبري (ولايت فقيه) مي‌باشد، بعد از اتفاقات فروردين‌ماه ۱۳۵۹ و تعطيلي سراسري دانشگاه‌ها، موجوديت يافت و تا به امروز نيز ادامه دارد.
 در اين مقاله تلاش بر اين است كه منشأ فكري و ايدئولوژيك تأسيس و تداوم اين نهاد نشان داده شده و به اين سؤال پاسخ داده شود كه شوراي انقلاب فرهنگي با چه جهان‌بيني و متكي بر چه واقعيت عيني و ذهني خلق شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 2:40  توسط امین بزرگیان  | 

 

تابع الزامات مدیرمدرسه

 

 مهرماه بیش از هر چیز یادآور بازگشایی مدارس است. در ایران بیش از 15 میلیون دانش‌آموز داریم و مطمئناً چندین برابر این تعداد افراد درگیر با مدرسه و نهاد آموزشی. در این دیالوگ، تلاش بر این است که از منظر مطالعات فرهنگی و مشخصاً بحث "هژمونی" آنتونیو گرامشی، نهاد مدرسه ارزیابی شود.به تازگی کتابی تحت عنوان"ناسازه های گفتمان مدرسه،تحلیلی اززندگی روزمره دانش آموزی" ازمحمدرضایی توسط انتشارات جامعه وفرهنگ منتشرشده که به زودی توزیع خواهدشد.

***

بزرگیان: بحث در مورد هژمونی مدرسه، تلفیقی است میان یک تجربه زیسته عام همچون حضور در مدرسه و یک تجربه نظری خاص به نام مفهوم "هژمونی" گرامشی. برای پیدا کردن نسبت این ترکیب بی شک معادله نامجهول ابتدایی، تعریف و معنای واژه "هژمونی" است.

رضایی: سختی‌های کار در موضوع مدرسه اتفاقاً باز می‌گردد به همین تجربه زیسته انسان‌هایی که خود، مدرسه رفتن را تجربه کرده‌اند و هر لحظه ممکن است جلوی شما موضع بگیرند. اما در مورد معنای "هژمونی" خود گرامشی هم تعریف دقیقی ارائه نمی‌دهد، حداقل آنجاهایی که دلالت‌های این مفهوم را مطرح می‌کند. من برای بیان معنای "هژمونی" استناد می‌کنم به کتاب "هژمونی و استراتژی سوسیالیستی" که یکی از مطرح‌ترین متن‌های حوزه چپ است. در فصل اول کتاب این موضوع عنوان می‌شود که گرامشی به دو شیوه حکومت یا رهبری قائل است؛ حکومتی که بیشتر مبتنی بر "سلطه" است و حکومتی که با " زور"، رهبری می‌کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 0:26  توسط امین بزرگیان  | 

لباس – بدن

1.

چندی پیش در  مجلس طرحی مطرح شد در باب پوشش و مد و لزوم ارائه الگوهای پوشش از سوی نهادهای ذیربط. این طرح و اقداماتی مشابه آن، همچون نمایشگاه نیروی انتظامی در فصل تابستان در موضوع مد و پوشش اسلامی، بی شک از یک مسأله (problem) برخاسته است - ژیل دلوز:هرچیزی که وجود داردتجسم یک مساله است- (what is philosophy?p:211)   مسأله ناهنجاری های پوششی بخشی از مردم (مشخصاً شهروندان شهرهای بزرگ همچون تهران و به خصوص شهروندان جوان و به ویژه شهروندان جوان جنس زن) از دیدگاه مسلط ، و واقعیت ظهور عینی و ملموس آن،که البته این موضوع راتبدیل به شاخصه مهمی دردرک  نوع سیاست  های اجتماعی کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 1:48  توسط امین بزرگیان  | 

 

ایده­- خیابان

 "زیاد مهم نیست اگر کسی راهش را در شهری پیدا نکند، اما اگر کسی می­خواهد راهش را در شهری گم کند، این نیازمند تمرین است."                     والتر بنیامین ـ خاطرات کودکی

1.

 در مقاله­ای خواندم والتر بنیامین ایده "پروژه پاساژها" را در خلال قدم زدن در خیابان­های پاریس به همراه دوستش "فرانتس هسل" کشف کرده و آن را بعدها، البته نیمه­کاره بسط داده است.

این واقعیت به همراه اهمیت تاریخی و انضمامی مفهوم "شهر" ما را به سه ضلعی ایده، خیابان و قدم زدن، متصل می­کند. چه نسبتی است میان خلاقیت ذهنی (ایده)، خیابان (شهر) و قدم زدن (پرسه­زنی)؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:2  توسط امین بزرگیان  | 

مرگ روزمره

 

تقديم به مهران قاسمي،احمدبورقاني وكريم قاسمي:

سازندگان تجربه مرگ

1.

اهميت «زندگي روزمره» در مطالعات فلسفي و جامعه‌شناختي، پيوند مستقيمي با نقد رويكردهاي دوانگارانه فلسفه روشنگري و متافيزيك غربي دارد. افلاطون- به عنوان سرآغاز متافيزيك غربي- با تفكيك گذاشتن ميان دنياي مثلي و زندگي جاري،‌ دنياي مثلي را دنياي واقعي مي‌داند و زندگي فعلي و روزمره را چيزي بي‌ارزش و گذرا از نسخه اصلي تصوير مي‌كند.

نقد رويكردهاي دوانگارانه را مي‌توان بنام «هايدگر» شناخت. فلسفه هايدگر با نقد سوژه دكارتي راه فراخي براي اهميت بخشيدن به «زندگي روزمره» گشود. هايدگر در كتاب «وجود و زمان»، «دازاين» يا وجود انسان را «بودن- در- جهان» ناميد تا نشان دهد، «دازاين» سوژه‌اي نيست كه بر فراز جهان ايستاده باشد و بتواند فارغ از هر ارزش‌گذاري‌اي با آن مواجه باشد بلكه جهان و دازاين چنان در هم تنيده‌اند كه امكان جداساختن آنها از يكديگر وجود ندارد. از نظر وي، اين درهم تنيدگي از برخورد با ساده‌ترين ابزار در زندگي روزمره مثل چكش تا «بودن- با»- يعني نحوه رفتار با انساني ديگر- را شامل مي‌شود.

هايدگر در واقع اولين فيلسوفي بود كه به شرح زندگي روزمره و نقش تكنولوژي و فرهنگ در دنياي مدرن پرداخت. او براي نخستين بار متوجه مي‌شود كه زندگي روزمره خلاف آنچه متافيزيك غربي مي‌پندارد، محل وقوع حوادث تكراري و بي‌ارزش نيست بلكه ساحتي است كه حتي اگر آدمي قرار است به اصالت برسد، بايد در متن آن به تعالي دست يابد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 6:2  توسط امین بزرگیان  | 

فست فودي شدن سرقت

 

الف)

پانزدهم تيرماه تنهاروزي بوددرهفته كه به دليل مشغله مسافرت نتوانستم  روزنامه كارگزاران  راببينم . روز گذشته- هيجدهم تيرماه- به گونه اي كاملا اتفاقي درمنزل اخوي محترم چشمم افتاد به صفحه انديشه ناآشنايي ازروزنامه كارگزاران، در ميانه انبوهي از كاغذروزنامه ها ؛همان صفحه انديشه ميانه تيرماه.رو تيترمقاله برايم آشنا بنظررسيد:اندرباب چيستي انقلاب.

ب)

اوايل بهمن ماه سال 83 ،دوستي ازروزنامه شرق تماس گرفت وازمن خواست مقاله اي بنويسم كه درآن به نظريه هاي انقلاب توجه شده باشد. سه روز بعد مقاله را تحويل دوستان دادم: چيستي انقلاب.

پ)

مقاله اي كه پانزدهم تيرماه درصفحه انديشه كارگزاران به طبع رسيده دقيقا همان مقاله اي است كه درهيجدهم بهمن ماه 83 در شرق چاپ شده است ؛بدون هيچ تفاوتي. فقط بااين تفاوت كه نام نويسنده هايش فرق كرده است. اولي بنده ودومي بابك اوجاقي.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 20:41  توسط امین بزرگیان  | 

ليبيدو آنهنگام كه منفجر مي شود

I

در روانكاوي، مفهوم اروس (Eros) اشاره دارد به غريزه‌هاي معطوف به لذت‌جويي (هدونيسم ) كه نيرويشان از «ليبيدو» مايه مي‌گيرد. البته اروس تكاپوي صرف براي ارضاي غرايز حيواني نيست، بلكه به گفته «فرويد» هدف آن پيوستن يكايك افراد وسپس خانواده‌ها، قبايل، نژاد‌ها وملت‌ها به يكديگر، به صورت واحد پهناور جامعه‌ي  بشري  است. به تعبيري  ديگر اروس، ميانجي  ارتباط  ميان  افراد و جوامع و به عبارتي خالق «فرهنگ» آن‌هاست.

 از ديد‌گاه فرويد، فرهنگ همواره از تكانه‌اي دروني تبعيت مي‌كند. اين تكانه يا غريزه چيزي نيست جز برانگيختن احساس گنهكاري روز‌افزون و مراقبت براي زنده نگه‌داشتن آن، كه لازمه تداوم فرهنگ مي‌باشد. ‌احساس گناه همان چيزي است كه فرويد از آن به « تاديب نفس» ياد مي‌كند. از نظر وي در روان آدمي، دومبدا وجود دارد: يكي مبدا واقعيت‌طلبي وديگري مبدا لذت جويي كه سازنده‌ي اصلي پيكار هميشگي "Ego"(من) با  "Id" (نهاد)هستند. «نهاد» به عنوان قلمروي فاقد حس اخلاقي و صورت شكل‌نايافته تمنيات بدوي همچون غريزه جنسي، كه اروس به عنوان رانه عاطفه‌ جنسي از ويژگي‌ها‌ي آن به شمار مي‌رود، با «من» به عنوان قلمرو شخصيت انسان به گونه‌اي كه در ناخودآگاه شكل مي‌گيرد، در تعارضي تاريخي به سر مي‌برد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 3:16  توسط امین بزرگیان  |